|
|
|
|
|
سلام
اول ساله.و من نگرانم .بر طرف خواهد شد؟ من بزرگ نمیشوم. به سختی بزرگ می شوم. اگر کودکی داشته باشم؟ هدف های سالانه ام را می نویسم.می شود؟ |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 10:2 توسط شهرزاد شریعتی
|
|
||
|
|
|
|
|
فلسفه ست نه؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 14:7 توسط شهرزاد شریعتی
|
|
||
|
|
|
|
|
دلم می خواد تو هسته ی اون چیزی باشم که دوستش دارم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 14:10 توسط شهرزاد شریعتی
|
|
||
|
|
|
|
|
به صورتش نگاه می کنم که در خواب است.نمیتوانم تصمیم بگیرم که دوستش دارم یا نه .ما همدیگر را آزار داده ایم و حالا...در نا راحت ترین لحظه ها تنها یی.با چشم های ترحم آور ..تنهایی.می دانم او هم تنهاست اما گمان نمی کنم زیاد به ان فکر کند.اگر هم فکر کند نمی توانم کاری برایش بکنم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 13:41 توسط شهرزاد شریعتی
|
|
||
|
|
|
|
|
دارم سعی می کنم فیلمنامو تموم کنم.دارم سعی می کنم آروم باشم.ازینکه هیچ کاری نکردم نترسم تا بعدش بتونم کاری کنم.. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 11:25 توسط شهرزاد شریعتی
|
|
||
|
|
|
|
|
۱۴مرداد ۱۳۸۶ جنبش آزادی خواه و عدالت خواه مشروطه در ایران ۱۰۱ ساله می شود ۱۴ مرداد سال ۸۶ و ۱۰۱ سالگی مشروطه در حالی می رسد که محمد هاشمی، علی نیکونسبتی،علی وفقی، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی ،حنیف یزدانی، عبدالله مؤمنی، بهرام فیاضی، حبیب حاجیحیدری، مرتضی اصلاحچی ، مجتبی بیات ،مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل،اشکان غیاسوند، احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری و امیر یعقوبعلی در بند هستند. به احترام این فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به "۱۴ مرداد، روز همبستگی وبلاگ نویس هاي ايراني با دانشجویان دربند" تغییر دهیم. به اميد آزادي تمامي دوستان دربندمان. پی نوشت : از همه وبلاگهای حامی این طرح میخواهیم که با همین پست به روز باشند و برای سرعت بخشیدن به روند همبستگی وبلاگ نویسان و دانشجویان به جز تبلیغ هایی که در سایت ها و وبلاگ های پرخواننده می کنیم هر کس حداقل ۱۰ نفر از دوستانش را برای پیوستن به این حرکت جمعی دنیای مجازی و همبستگی با دانشجویان دعوت کند....وبلاگ چهارده مرداد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 12:6 توسط شهرزاد شریعتی
|
|
||
|
|
|
|
|
خلاصه اینکه...نقطه ای بین نقاط بی شمار ...و مرگ یا بی نامی را مثل تار های سرگردان مو ها که از دو سوی صورت میوزد در چشم حس متوان کرد...می کنم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 0:50 توسط شهرزاد شریعتی
|
|
||
|
|
|
|
|
واقعا خسته شدم پلکام پف کرده.از گریه و از کلنجار رفتن با افکاری که نمیدونم چرا باهاشون کنار نمی ام. و من چرا تسلیم شدم؟ واقعا از ترس پدر ومادرم بود؟حالا چی میشه؟تا آ؟خر عمر سیر نشده و ترسان؟ آیا چیزی عوض خواهد شد؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 13:5 توسط شهرزاد شریعتی
|
|
||
|
|
|
|
|
حالا شروع یک تابستونه که میشه نوشت.تابستوون!بارها توی ذهنم وبلاگ نویسی کرده ام.حسم با نوشتن حتی توی ذهن بهتر تخلیه میشه.تصور یک ناظر شایداون چیزیه که تسکین میده.راست میگفت اکرم.نوشتن مث انتقام گرفتنه. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 17:18 توسط شهرزاد شریعتی
|
|
||
|
|
|
|
|
من هستم! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 16:47 توسط شهرزاد شریعتی
|
|
||